جبر یا اختیار؟ مسئله این است.


آقای ایکس الان داره خودش رو برای مصاحبه دانشگاه ..... جهت عضویت در هیات علمی آماده می کنه. این آقا در خانواده ای متولد شد که پدرش لیسانس .... داشت و مادرش هم پزشک بود. در ابتدای زندگیش مثل اکثر پسرها می خواست خلبان بشه ولی وقتی رفت مدرسه و درس خوند تصمیم گرفت مهندس .... بشه.
در طی زمان تحصیل همیشه شرایط تحصیلیش خوب بود. صبحها مدرسه بود وقتی میومد خونه نهار گرمی رو که مامان براش پخته بود می خورد و کمی استراحت می کرد. بعدش شروع می کرد به خوندن درسها و انجام تکالیفش . عصر هم که بابا میومد کمی باهاش بازی میکرد و در آخر هم یا بابا یا مامان به درساش رسیدگی می کردن و اول شب هم می خوابید تا صبح فردا سر کلاس آماده باشه.
از آقای ایکس که می پرسن چه کردی که نفر اول دوره لیسانس و فوق لیسانس بودی و در دانشگاه .... نفر اول دوره دکتری شدی  و رمز موفقیتت چیه ؟ میگه : خواست خدا - حمایت خانواده و تلاش شبانه روزیه خودم. آقای ایکس نقش تلاش خودش رو بسیار بالا می دونه و میگه خواستن توانستن است. خیلی ها شزایطشون از من بهتر بود ولی تلاش نکردن که ازش استفاده کنن.
آقای ایگرگ الان یکساله که به جرم سرقت در زندانه. ۲ سال دیگه هم باید توی زندان بمونه.
این سومین باره که پاش به زندان می رسه. تازه به قول خودش تا حالا ۱۰۰ بار هم قبل از رسیدن به زندون فلنگ رو بسته و در رفته. زندگیش رو از وقتی به یاد داره که حدود ۴ سالش بوده و توی خیابون با .... همه کار می کرده. جیب بری کیف زنی گل فروشی آدامس فروشی و ..... نمیدونه چه ماهی به دنیا اومده فقط سال تولدش رو می دونه که بقول خودش همینم از سرش زیاده . از بچگی با خوردن تریاک پیش گداهای مختلف می خوابیده  و اونا کرایش رو به باباش می دادن. باباش یک گدای خیابون گرده که شرایط روزگار باعث شده از نمکی بودن برسه به گدایی. ننش هم الان گدایی میکنه . سواد خوندن و نوشتن هم نداره. هیچوقت پاشو توی هیچ مدرسه ای نذاشته و تا حالا از تهران نرفته بیرون. تا حالا هیچوقت نماز نخونده و اصلا نمیدونه دین چی هست ولی تا دلت بخواد به خاطر کمبود غذا روزه گرفته . روزه های بدون عید فطر.با سحری و افطارهای متغیر .
هدفش اینه که وقتی از زندون در اومد بره جایی که مامور کمتره به کاراش برسه!!!!!
************************
آیا آقای ایکس آدم شریف تر و مهمتری از آقای ایگرگه؟
ارزش اجتماعیه این دو نفر با هم فرق داره نه ؟ چرا جای این دو نفر با هم انقدر فرق داره؟ آیا آقای ایگرگ اگر ۱۰ برابر آقای ایکس تلاش می کرد می تونست شرایط زندگی فعلی آقای ایکس رو داشته باشه ؟ می تونست استاد دانشگاه بشه؟
آیا ایگرگ محکوم به زندگی فقیرانه نیست؟ می تونه طبقه زندگیش رو عوض کنه؟
فکر می کنم اون مجبوره و اختیار تغییر دادن زندگیش رو نداره چون تواناییش بهش داده نشده.

پس ما از ابتدا مجبوریم یا مختار ؟ من میگم مجبوریم . اختیار ما بسیار ناچیز است. شما چی فکر می کنین؟ اصلا به این موضوع فکر می کنین؟ !!!!!!!!!!!!!
************************************

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمان

سلام. شیوا دقیقا نکته اصلی رو که من می خوام بگم اول حرفش گفته. من معمولا تو بیان حرفم مشکلی ندارم ولی نمی دونم چرا اینبار منظورم رو مثل اینکه نمی تونم درست بیان کنم.[ناراحت][سوال] همین که شیوا میگه تو نمی تونی پدر و مادرت رو انتخاب کنی دقیقا اصل موضوعه. ببین کلیه بحثهایی که تو ( مثلا حسین) الان بهشون اعتقاد داری به خاطر محیطی است که توش رشد کردی. تعریف دین - تعریف اخلاق- تعریف زندگی- اعتقاد به حیاط پس از مرگ - و حتی تعریف خودت به عنوان یک انسان. این موارد بالا و بسیاری از موارد اینچنینی تو رو به عنوان یک انسان شکل میده و مسیر زندگیت رو تعیین می کنه. درسته ؟ حالا اون آدمی که توی شرایط بسیار بسیار متفاوت از تو به دنیا میاد و از کودکی دزد و معتاد و گداست آیا هیچوقت می تونه تعریفش از وجود انسان با تعریف تو یکسان باشه؟ می تونه به اخلاق با همون دیدی نگاه کنه که تو نگاه می کنی ؟ واقعا فکر می کنی طرز فکر اون می تونه با تو یکسان باشه؟ اما.............. در مورد اینکه حسین گفته نمی خواد مثل خیلی از آدمهای احمق که جبری هستند فکر کنه و از زیر بار مسئولیت در بره و ..... باید عرض کنم که اعتقاد به جبر با اعتقاد به

ادامه .... ..... باید عرض کنم که اعتقاد به جبر با اعتقاد به عدم وجود اختیار در فعالیتهای روزمره و عدم مسئولیت بسیار فرق داره .این دو رو نباید با هم یکسان در نظر گرفت. حسین جان به نظرت من از زیر بار مسئولیت در می رم ؟ من به جبر اعتقاد دارم ولی واقعا از زیر بار مسئولیت در می رم.؟؟[قهر][قهر] نکته : آدمها اختیار دارن ولی در حین جبری که بهشون حاکمه .... فقط در صورتی درسته که اختیار رو در امور روزمره تعریف کنیم وگرنه فقط فرار از واقعیته شیوا خانم. [عینک]

بهارک

همدیگرو تیکه پاره نکنین!!! من هنوز هم میگم انسان موجودیست کاملا مختار!!!! می دونی اعتقاد من به جبر و اختیار رسم کردنیه اگه یه دفعه خواستی واست می کشمش!!! از وقتی به این مدل رسیدم خیلی از سوالهای زندگیم حل شده!

سعید

به نظر من بحث جبر و اختیار بهتره به همون مکتب و علمیه قم واگذار شه! فکر نمی کنم مسائلی از این دست اساسا چیزایی باشند که منطق بشر بهشون راحی داشته باشه! می شه یکی من رو روشن کنه که: خوب که چی؟؟ ما ابنا بشر با واقعیات مادی و ملموس با منطق و ذهن زندگی می کنیم. این بحث جبر و اختیار قراره چه چیزی از زندگی مادی ما رو حل کنه؟ به نظر من تفکر جبر و اختیار منطقی رو دنبال نمی کنه یا در پی اثبات چیزی نیست! بلکه نتیجه بحث مخدر خوبی است برای افراد رشد یافته با تفکر شرقی. ما هممون در اثر محدودیتهای موجود در جامعه، اشتباهات شخصی یا اطرافیان، به نقطه ای می رسیم که می گیم: خوب قسمت این بود! البته مسئله جالبی که من باهاش برخورد کردم در اثر مصاحبت با چندتا از دوستام از کشورهایی که حکومتشون قادر به تامین حقوق اولیه بشری برای ملتشون نیستند (مثل بنگلادش،هند،پاکستان،مصر...)نقش دولتها در ترویج (یا حداقل تعلیم) مسئله جبر و اختیاره! البته یک پیام کاملا واضح هم از جانب حکومتها برای افراد جامعه داره (خصوصا وقتی توی کتابهای مدرسه یک کشوری تدریس بشه این موضوع) اون هم اینه که: آی کسی که این رو می خونی، اگر تو آقای ایگرگ هستی بدون که نداشتن

سعید

... حقوق مساوی و رعایت نشدن حقوقت به عنوان یک بشر، جبرته! حالا اختیار داری که در حیطه این جبر که نه دستی در ساختنش داشتی و نه می تونی پات رو ازش بیرون بذاری (حتی اگر بخوای) می تونی زندگیت رو بنا کنی. در ضمن قناعت رو هم فراموش نکن که توانگر کند مرد را! زیاده طلبی نکنی یه وقت چون کشورت منبع کافی نداره که در اختیار تو بذاره! بذار همون آقای ایکس که پول معلم خصوصی داره و کتاب می تونه بخره بره درس بخونه، تو همون گوشه خیابون قناعت کن تا 18 سالت بشه ... اگر کشوری توش شرایط مساوی در اختیار همه افرادش قرار بگیره دیگه این جبر و اختیار معنایی نداره! بله بنده پسر بیل گیتس نیستم! ولی بیل گیتس می تونم باشم اگر شرایط بروز استعدادهام فراهم باشه. آرمان جان مثال فاجعه بارت در ضمن جگر بنده رو کباب کرد ولی متاسفانه حقیقت داره:http://youtube.com/watch?v=wqar-fgG9zs

آرمان

بهارک خانم این مدل رسم کردنیت باید جالب و دیدنی باشد. [دست] من می خوام ببینمش .[تایید] من منتظرم که رسمش کنی و برام بفرستی. (البته اگه نشه مثل بقیه کارهات که می خواستی انجامش بدی و ..... )[قهر][نیشخند][نیشخند]

بازم آرمان

سلام سعید جان. (یک نکته مهم : آقا تو کدوم سعیدی؟ [سوال]) در مورد اینکه میگی این بحثها خوب آخرش که چی ؟ باید بگم این بحثها و بحثهایی مثل این دقیقا روش و منش فرد در زندگیش رو مشخص می کنه و به نظر من از فرمولهای ریاضی مهمترن. در مورد اینکه میگی این مسائل در شرق مطرح شده باهات 100%‌مخالفم بدلیل اینکه بزرگترین فلاسفه غربی به شدت وارد جبر و اختیار شدن. تقریبا در مباحث فلسفی هرکدوم از اونا که وارد بشی این بحث رو به وضوح می بینی. در مورد اینکه میگی می خوان به ایگرگ بگن که تو باید بسازی و قانع باشی و ..... باهات 100% بلکمم بیشتر موافقم.[چشمک]

بازم آرمان

سلام سعید جان. (یک نکته مهم : آقا تو کدوم سعیدی؟ [سوال]) در مورد اینکه میگی این بحثها خوب آخرش که چی ؟ باید بگم این بحثها و بحثهایی مثل این دقیقا روش و منش فرد در زندگیش رو مشخص می کنه و به نظر من از فرمولهای ریاضی مهمترن. در مورد اینکه میگی این مسائل در شرق مطرح شده باهات 100%‌مخالفم بدلیل اینکه بزرگترین فلاسفه غربی به شدت وارد جبر و اختیار شدن. تقریبا در مباحث فلسفی هرکدوم از اونا که وارد بشی این بحث رو به وضوح می بینی. در مورد اینکه میگی می خوان به ایگرگ بگن که تو باید بسازی و قانع باشی و ..... باهات 100% بلکمم بیشتر موافقم.[چشمک]

umm

هیچ جبری نیست همش ختیاریه تنها و تنها به دنیا آمدن ما اختیاری نیست اگه تحمل یه تلنگر رو داری یه سر به وبلاگ من بزن

جواد

سلام رفیق آره همه تو جبر هستن آره همه مردم............ حرف بقیه رو ول کن فقط بدون همه مجبورن.......... حافظ هم جبرگرا بوده "حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار مارا " در خدمت هستم ......